محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
66
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
برخى نيز آيهء « و بدينگونه يوسف را در آن سرزمين تمكّن بخشيديم » « 1 » را پشتوانهء همان پندار ، پنداشتهاند و اين نيز درست نيست ، زيرا « تمكين » چيزى است و ملك و فرمانروايى چيزى ديگر . و آنچه آشكارا از قرآن برمىآيد ، سرپرستى در جمع و تفريق كارهاى كشاورزى [ مانند رسيدگى به حساب كاشت و برداشت و توزيع محصولات ] به عهدهء او بوده است ، چنان كه خداوند مىفرمايد : « گفت من را بر خزانههاى اين سرزمين بگمار ، كه من نگهبانى كار دانم » « 2 » ، روند داستان نيز به گونهاى است كه نشان مىدهد او [ در مصر گرچه به پايگاهى بلند مىرسد ] اما طبق كليهء قرائن موجود ، از كارگزاران فرمانرواى مصر بوده است و نبايد الفاظى كه در دعاى حضرت يوسف واقع شده اين توهم را كه او فرمانروا گرديده ، ايجاد كند . بنابراين از آن بيان آشكارى كه با قرائن همراه است ، به اين توهم ضعيف متمايل نمىشويم . از گزارش توراتى داستان نيز آشكارا برمىآيد كه يوسف پادشاه نشد و حكومتى براى او دست نداد . « 3 » افزون بر اينها بر پايهء آنچه از شيوه و سرشت شاهان و فرمانروايان مىشناسيم كه براى نگهداشت فرمانروايى و شاهى خويش چهها كه نمىكنند ، بسيار دور و ناپذيرفتنى مىنمايد كه كسى مانند يوسف كه پيش از آمدن برادران ، جز خود ، هيچ چيز نداشته است ، ناگاه و به اين آسانى به فرمانروايى و شاهى همهء مصر برسد . « 4 » گذشته از آنكه همهء مورخان و مفسران كار يوسف را چيزى همانند وزير دارايى و امور مالى دانستهاند ، و يا چيزى از اين قبيل مانند سرپرست كار كشاورزى و گردآورى غلّات و نگهدارى آنها در سيلوها در سالهاى آسودگى ، و مصرف درست آنها خشكسالى و گرسنگى . « 5 » اين نيز گفتنى است كه تاريخ مصر ، گواه رويدادهايى است همانند آنچه كه يوسف را به آن پايگاه بلند رساند . آرى سرزمين مصر در درازى روزگاران از رويارويى خشك سالىهايى بوده است كه در آن سالها كار كشاورزى و دامدارى بسيار آسيب مىديده [ و فرآوردههاى زمينى و دامى بسيار اندك مىشده است ] و اين خشكسالىها بيشتر پىآمد كمشدن آب رود نيل و بخل ورزيدن او از جوشش و جريان بوده است ، چيزى كه به گونهاى ، عادت شناخته
--> ( 1 ) . « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ » ( سورهء يوسف ، آيهء 56 ) . ( 2 ) . « اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ » ( سورهء يوسف ، آيهء 55 ) . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 41 : 33 - 57 . ( 4 ) . ابن خلدون ، العبر ، 2 / 47 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، 1 / 347 - 348 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 1 / 83 - 88 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 210 ؛ صفوة التفاسير ، 2 / 57 ؛ تفسير ابى سعود ، 4 / 286 ؛ تفسير خازن ، 3 / 292 .